اخبار برگزیده

میدان تحصیل حقیقی

امام خمینی ره کتابی با عنوان «شرح حدیث جنود عقل و جهل» دارند، که برای همچون منی رزق حسنه‌ای بود که شکرش بر من واجب است. به من فهماند که احتمالا نه بلکه یقینا بزرگترین غلفت من تا به این‌جای کارم چه چیز بوده است. فکرش را بکن! یک عمر بدوی و بفهمی این‌ها همه هیچ ارزشی ندارد. تمام تحصیلات عمرت در میدانی اعتباری بوده است نه حقیقی. آری! من بودم که آن‌همه تلاش‌ها کردم تا چیزی را تحصیل کنم. برای همچون منی تحصیل مدارک دانشگاهی و تحصیل مقداری پول، آن اعتباراتی بوده است که برای آن‌ها تلاش کرده‌ام. اما این‌ها همه اعتباراتی است که در دنیا ما باهم قرارداد کرده‌ایم. از آن میدان حقیقی تلاش‌ها اما نصیب من چه بوده است؟ من برای تحصیل این اعتباریات چه برنامه‌ها که نریختم، و چه تلاش‌ها که نکردم، و چه شب‌ها که به احیا نگذراندم، و چه غصه‌ها که نخوردم و چه اشک‌ها که نریختم که «ربنا اتنا فی الدنیا».

قرآن کریم در جای‌جای آیاتش و به هر بهانه‌ای سخن از ایمان می‌آورد. کار به‌جایی می‌رسد که به صراحت می‌گوید انسان در خسران است مگرانی که چهار ویژگی داشته باشند، که اولین آن ویژگی‌ها ایمان است. چرا برای من سوال ایجاد نشده بود که این ایمان دقیقا چیست، به چه چیزهایی ایمان باید داشت، و از همه مهم‌تر راه حصول این ایمان چیست؟ چرا تصور من از ایمان این بوده است که مسائل ایمانی مسائلی است که باید چشم به‌روی آن بست و گفت ما نمی‌دانیم حتما درست است دیگر؟! اصلا این که در همان ابتدای قرآن در سوره‌ی بقره می‌گوید باید به غیب ایمان داشته باشید، خوب حالا اصلا به غیب ایمان داشته باشیم چه تاثیری دارد؟! چرا طبق آیه‌ی نودوشش سوره‌ی اعراف اولین شرط رسیدن به برکات الهی ایمان است؟ این ایمان چیست و چگونه حاصل می‌شود؟ می‌گویند ایمان درجاتی دارد که باید پله‌پله آن را طی کرد و تحصیل نمود. من برای تحصیل اعتباریات دنیا حاضر شدم که تمام مراحل را پله‌پله طی کنم و چه زحمت‌ها کشیدم. اما برای این میدان تحصیل حقیقی چه کردم و برنامه‌ام چه بود؟ آیا برنامه‌ای داشتم که برای سال اول تحصیلی به فلان درجه‌ی ایمانی و برای سال دوم تحصیلی به بهمان درجه‌ی ایمانی برسم؟ این است آن غفلت بزرگ من و آن تحصیل ایمان است.

بگذار سخن امام ره این قساوت قلب و سستی را پایان دهد، انشاالله:

«بی‌چاره، انسان غافل که در امور زائله‌ی دنیا – که خود می‌داند و هر روز می‌بیند که اهل آن، آن را می‌گذراند و می‌روند و حسرت‌ها را می‌برند – این‌قدر اهمیت می‌دهد، با کمال جد و جهد در جمع و تحصیل آن می‌کوشد و خود را با هر ذلت و زحمت و هر محنت و تعبی روبه‌رو می‌کند و از هیچ عار وننگی پرهیز نمی‌کند، ولی برای تحصیل ایمان که کفیل سعادت ابدی او است، این‌قدر سست و افسرده است که با این همه مواعظ انبیا و اولیا و این همه کتاب‌های آسمانی، باز از سستی و سهل‌انگاری دست نکشیده و به فکر روزگار مصیبت و ذلت و زحمت خود نیفتاده، موعظت‌های قرآنی و وعد و وعید آن – که سنگ خارا را نرم می‌کند و کوه‌های عالم را خاشع می‌کند در دل سخت این انسان اثر نکند!»

خدایا هدایتمان کن و نور ایمان را به قلب ما بتابان...


میدان تحصیل حقیقی

میدان تحصیل حقیقی

میدان تحصیل حقیقی

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها