اخبار برگزیده

رهبران ایمانی

آمدم که بنویسم ماندم که تیترش را چه بگذارم! بگویم عبرت از تاریخ، نه شرقی نه غربی، دوری از قرآن، مثالی از ضلالت، چه بگویم؟ این‌ها همه هست ولی شاید یک‌دهم معنا را نرساند. بگذریم و بگذار همین رهبران ایمانی نامش باشد...

مدتی پیش کتابی خ به ‌نام «جنگ اکتبر 1973 جنگ اعراب و اسرائیل» که سعدالدین شاذلی رییس وقت ستاد مشترک ارتش مصر آن را نوشته و خاطراتش از آن جنگ را تبیین کرده است. اولی که شروع کردم به خواندن این کتاب فهمیدم که مطالب این کتاب به‌درد آن هدفی که من دنبالش بودم نمی‌خورد. اما با این حال به خواندنش ادامه دادم. خدا را شکر ارزشش را داشت!

رییس‌جمهور مصر در آن سال‌ها محمد انور سادات بود. دهه‌ی شصت میلادی آن سال‌هایی بود که اسرائیل در جنگ، اعراب را به شدت تحقیر کرده بود و حالا این مصر انور سادات بود که می‌خواست انتقام جنگ شش‌روزه‌ی سال 1967 را در سال 1973 بگیرد. سال 1973 حدود شش سال پیش از انقلاب ایران و روی کار آمدن شخصیتی همچون امام خمینی است. ما با مواضع امام در منطقه آشنا هستیم. ما می‌دانیم که امام چهی را شیطان بزرگ، تروریست بالذات، ام‌الفساد قرن و استکبار جهانی نامید و می‌دانیم که ایشان در آن سال‌ها با چه بصیرتی ماهیت مساله‌ی فلسطین را فهمید و انشالله که ما هم فهمیده‌ایم! انور سادات هم ماهیت این قضیه و دشمنی بزرگی که بر علیه اسلام و مسلمین در حال شکل‌گیری بود را فهمیده بود. اما چه چیزی آن سرنوشت را برای او و ملت مصر رقم زد؟

در این کتاب سعدالدین شاذلی از قول انور سادات در جلسه‌ی 3 ژوئن 1971 می‌گوید:

«استراتژی ما که در دو نکته خلاصه می‌شود باید برایتان روشن باشد. اولین نکته، حفظ روابط ما با روسها و پایبندی به آن است تا بتوانیم کشوری پیشرفته از نظر اقتصادی و سیاسی بنا کنیم. صهیونیسم حمله‌ای صلیبی است و ده‌ها سال ادامه خواهد یافت و دوستی ما با اتحاد شوروی یاریمان می‌دهد تا با این تهاجم مقابله کنیم. دومین نکته، وحدت عربی است. ما به این دو نکته پایبند هستیم و در راستای آنها گام برمی‌داریم.»

وقتی این بند را خواندم، یاد مواضع امام افتادم. او هم ماهیت صهیونیسم را شناخته بود، او هم رهبری بیدار در جهان اسلام بود که دشمن را می‌شناخت. اما او چه استراتژی انتخاب کرد؟ او برای نجات ملت خود از شیطان بزرگ دست به دامن طاغوت دیگری نشد و دست یاری و نیاز به‌سوی آن‌ها دراز نکرد. چرا؟ چون او مومن به قرآن و وعده‌هایش بود و به ملت خود درس ایمان می‌داد. پس از او هم همین ایمان مدام در روح ملت ما توسط رهبرش دمیده شده است. رهبری در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از کشور در سال 1390 به همه‌ی ما فرمود:

«نباید به خدا سوءظن داشت. خدای متعال گفته است اگر برای من، برای پیشبرد دین من، برای احیای ارزش‌های مورد قبول من حرکت کنید، اقدام کنید، من به شما کمک می‌کنم. این راست است، این وعده‌ی الهی است. فرموده است:

«انّ الله یدافع عن الّذین ءامنوا»

هری که مؤمن به خداست، خدا از او دفاع می‌کند. خب، خیلی از مؤمنین در دنیا هستند، خدا از آنها دفاع نکرده مؤمنینی که زیر لگد مستکبرین دارند له می‌شوند چرا؟ این به خاطر این است که به سنت‌های دیگر الهی عمل نشده است؛ به خاطر این است که حرکت نشده، قیام نشده، اقدام نشده. بنابراین مجاهدت لازم است، تلاش لازم است. یک ملتی اگر مؤمن به خدا بود، اما تلاش نکرد، مجاهدت نکرد، البته لگدمال می‌شود؛ آن «یدافع عن الّذین ءامنوا» دیگر اینجا را نمی‌گیرد. این ایمان باید با مجاهدت همراه باشد، آن وقت خدای متعال آن وعده را عملی خواهد کرد. معنای «و الّذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله» این است که باید حرکت کرد، باید اقدام کرد، باید تصمیم گرفت. این همان مبارزه‌ی مقدسی است که یک مؤمن عمر خود را وقف آن میکند.»

با خودم فکر می‌کردم چند ده سال دیگر باید ملت مصر همین‌طور دست‌وپا بزند تا شاید از این اسارت شیطانی نجات پیدا کند؟ رهبر آن‌ها زمانی دل به شوروی خوش کرده بود که با یاری آن‌ها بتواند یک کشوری پیشرفته‌ از نظر اقتصادی و سیاسی بنا کند. حالا شوروی کجاست که یاریش بخواهد باشد؟ با خودم فکر می‌کردم فرق ملت و رهبر مصر در سال 1970 با ملت و رهبر ایران در سال 1979 چه بوده است؟ هر دوی اینها مسلمان بودند و دشمن اصلی اسلام و مسلمین را می‌شناختند، ولی هر یک استراتژی متفاوتی در این نبرد پیش گرفت. یکی مومن به یاری شوروی شد و دیگری مومن به آیه‌ی الهی که فرمود:

«انّ الله یدافع عن الّذین ءامنوا»

شاید راه حل مشکلات دیگر ما هم در لابه‌لای این آیات باشد، شاید ایمان به این آیات نیاز باشد، شاید ترویج این مفاهیم نیاز باشد، شاید تلاشی برای از مهجوریت درآوردن این قرآن مجید نیاز باشد، شاید تلاشی برای قدرت و نفوذ به قرآن در افکار عمومی جامعه نیاز باشد و شاید همین تنها راه نجات باشد...

خدایا هدایتمان کن و نور ایمان را به قلب ما بتابان...


رهبران ایمانی

رهبران ایمانی

رهبران ایمانی

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها